درخشش ناچيز يه ذهن آشفته


با ترس و سكوت ,فراموشي و تقلا زندگي ميسازيم.

دومين شب جشنواره بيست و پنجم فجر : پاداش سکوت

                                    

 

(2) پاداش سكوت     مازيار ميري

 

بيخوابي به روايت مازيار ميري

 

موج سواري بر گونه هاي خاص رايج در جريان فيلمسازي چند سالي است كه گريبان سينماي ايران را گرفته است. برهمين اساس اين چند دوره اخير جشنواره موج سينماي معنا گرا و دفاع مقدس بصورت چشمگيري درحال درنورديدن اقيانوس فيلمهاي توليدي و بخصوص پذيرفته شده در بخش مسابقه جشنواره ميباشد.

  اما گويا دوره 25  دوره فروغ مجدد سينماي دفاع مقدس بلحاظ توليد است . با نگاهي به پركارترين فيلمنامه نويسان وخلاصه داستانهاي منتشر شده از فيلمهاي حاضر در بخش مسابقه ميتوان دريافت كه اين دوره شاهد فيلمهاي بسياري (تقريبا 80 درصد ) با مضمون جنگ هشت ساله و آثار و تبعات آن درجامعه هستيم.

 سخن بر سرگونه جنگي يا دفاع مقدس نيست كه مسئله تكرار موضوعات و داستانهاي نخ نما شده و كهنه و تعدد شخصيتهاي همسان و شعارهاي مكرر در قالبهاي هميشگي است.

در گونه سينماي جنگي ,  قصه آدمهاي جنگ تك افتاده از جامعه پس از جنگ در سينماي دفاع مقدس ايران سابقه اي بيش از ده سال دارد(اگر شروع را فيلم از كرخه تا راين در نظر بگيريم) . كه خوشبختانه شروع خوبي براي اين نوع فيلمها بود اما متاسفانه موفقيتهاي اين قبيل آثار باعث تسري اين گونه در بين كارگردانان ديگر دفاع مقدس وحتي ديگر كارگردانان شد كه گاها باعث توليد آثار موفق و عمدتا متوسط و دربرخي موارد ضعيف شده است.

 از اين مقدمه كه بگذريم به پيوند فيلم پاداش سكوت با اين گونه برمیخوریم  كه اتفاقا شباهتهاي غير قابل انكار آن با آثار بحث برانگيز توليدي اين دست در سالهاي پيش كه موفقيتهاي در همين جشنواره فجربدست آورده اندجای بحث فراوان  دارد.

پرسوناژ يحيي اگر كپي شخصيتهاي فيلمهاي موفقي حاتمي كيا يا ملاقلي پور نباشد بسيار شبيه آنها از كار درآمده است. حتي سفر آشناي اديسه وار  يادآوري روزهاي دفاع كه  با موارد مشابه اين دست بقدري نخ نماشده است كه نميتوان بحساب شخصي نگري گذارد.

اما اين ايراد متوجه چه كسي است؟ آيا مازيار ميري در پرداخت اثر كوتاهي كرده است؟ آيا كمبود از فيلنامه به فيلم منتقل شده است يا ايراد از كادر فني يا ساختارميباشد؟

 بنظرمن ايراد از نحوه برخورد سياست گذاران جشنواره نشات ميگيرد. وقتي فيلم متوسط بنام پدر در جشنواره قبل با جوايز متعدد روبرو ميشود انتظاري جز توليد انبوه فيلمهاي يكسان از اين دست نميرود.

 حتي خلاقيتهاي گهگاهي كارگردانانی چون ميري با بكارگيري قابهاي چون كلوزاپهاي بسته دستها(که شخصا معنای آنرا در نیافتم) يا نوع آوريهاي پراكنده تصويري مثل فصلهای آبگرفتگی اتاق يا افكتهاي تك افتاده صوتي ويا حتي گوشه زدن به فيلم بيخوابي (ياترك نماز) نميتواند پوششي بر شكل كليشه اي روايت يا شخصيتهاي سياه و سفيد وخاكستري يك شكل و حتي بازيهاي تكراري و رايج و گريمهاي يكسان و حتي نماهاي يكسان( افتادن شيشه قرص را با پوكه هاي آژانس شيشه اي مقايسه كنيد) که به کرات در آثار مشابه ساخته شده توسط کارگردانان اصیل این سبک چون حاتمی کیا - ملاقلي پور- درويش...ويا كارگردانان ناآشناي اين گونه درآثارتك و توك و متوسطي چون مردي ازجنس بلورويا نغمه و ديوانه اي از قفس پريد ....

شباهتها آنقدر زيادست كه توان فهرست كردن تك تك آنها از حوصله خارج است.

امشب با ديدن دومين فيلم جشنواره صداي نهيبم ميزد چند شب ديگر را بايد با ديدن رزمنده هاي آسيب ديده از آدمهاي خوب و بد قبل و بعد جنگ كه سرگردان از اين سو به آن سو ميروند سركنم.

جواب اين سوال در روز پاياني جشنواره مشخص خواهد شد. آنجا كه فهرست نامزدهاي جشنواره اعلام ميشود. يا نوار توليدات انبوه جنگي كليشه شده همچنان روي غلطك ميچرخد يا كم كم بايد شاهد بريدن اين نوار بدست خود اهالي سينما باشيم.

   + mehdi khademi - ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱٥