درخشش ناچيز يه ذهن آشفته


با ترس و سكوت ,فراموشي و تقلا زندگي ميسازيم.

چهارمين روز بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر

(3) سينه سرخ     پرويز شيخ طادي

 

 وقتي خدا قابيل را بخشيد

 

گويا فضا سازي آثار معنا گرا در قالب استفاده از لوكيشن هاي بكر طبيعت شمال و فضاي داستاني كودكانه بلحاظ كسب موفقيت نزد اهالي سينما – چه خاص چه عام- جايگاه ثابتي در حيطه سينماي ديني ومعناگرا يافته است. بر اين اساس هر ساله شاهد آثاري مشابه اولين فيلم حميد جبلي يا رنگ خداي مجيدي يا.... هستيم.

سينه سرخ تقريبا همان حسي را به تماشاگر منتقل ميكند كه پيش از اين در آثار تحسين شده قبلي ميديديم.

انتخاب داستان برخورد اديان با توجه به حساسيت هاي موجود در قالبي امتحان پس داده را به اجبار به كادر فني فيلم تحميل كرده كه هرگز از محدوده هاي امن فيلمهاي قبلي عبورنمي نمايند. اما در كنار اين احتياط منطقي سازندگان نكات قابل بحثي نيز در اين اثر ديده ميشود جز ابتكارات سازنده در فاصله گيري  از غلطيدن در كليشه هاي محض است:

1-     ايجاد تعادل در برخوردها با مذاهب با قرار دادن تقارن هاي مكاني معنائي ديالوگي سمبلي نشانه گذاري و حتي كاركتري . از قضا كارگردان با بكار بردن نشانه هاي بسيار عام و فرا گير بخوبي قصد خود را در برخورد با تماشاگر معمولي روشن ميكند . چه ممكن است اين همه عناصر مشخص و رو بذائقه تماشاگر خاص سينما چندان خوش نيايد.

2-     اصرار بر در هم تنيدن مفهوم گسترده توحيد با القاي همراستاي در شكل گيري خداپرستي بواسطه عنصر رسالت با بكارگيري تمام پيامبران اولازم در بستر برخورد دو دين انتخابي. گرچه استفاده از اين محوريت گاه به خلق سكانسهاي آزاردهنده اي چو شرح كامل رسالت پيامبران توسط مادر عليار ميشود.

3-     استفاده بجا از عناصرخلاقانه اي چون مه درالقاي فضاي روياگونه و معنوي و يا تاكيد بروي پرندگان و حيوانات مثل اسب و گرگ و قاطر با هدف هاي كاركردي و از همه رساتر تكنيك HP  در در آوردن جلوه هاي تصويري مربوط به پايان فيلم و يا حتي قرار دادن پسركرولال با صداي شيپور گاهبگاهش جهت افت ريتم و نوعي شوك.... همه وهمه با هدف ساختارشكني غالب اين آثار شكل پذيرفته است.

 

با همه اين تفاسير كاش شيخ طادي با جسارت بيشتر ميتوانست خلاقانه برخي از كليشه هاي اين نوع فيلمها را نيز ميشكست تا با اثري دلنشين تر مواجه ميشديم.

   + mehdi khademi - ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱٧