درخشش ناچيز يه ذهن آشفته


با ترس و سكوت ,فراموشي و تقلا زندگي ميسازيم.

اسرائيل - لبنان چند چند شد؟

عجيب  دنياي خر توخري شده . اون ازجنگ لبنان و اون از وضع عراق و اينم پرونده ايران.

از من ميشنويد اصلا بيخيال اوضاع دنيا بشيد . من اصلا فكر ميكنم خود خداهم بيخيال شده حال شما چتونه .

وقت ندارم برم سينما . اين موضوع اعصابمو بهم ريخته. حوس كردم يه دل سير برم فيلم ببينمو براتون تو وبلاگ نقد فيلم بذارم . انشاا.. از هفآت آتي ....

اجالتا يه سري از يادداشتهاي نبوي عزيزو كه توي روز آنلاين مينويسه ميذارم . بخونين و سرشاراز لذات فلفلي بشين.....

هر روز اتفاق تازه ای در جهان اسلام در حال وقوع است. به نظر می رسد این اتفاقات عجیب دارد همه چیز را در دنیا عوض می کند. مردم اروپا و آمریکا فوج فوج مسلمان می شوند، و حتی اگر مسیحیان هم فوج فوج مسلمان نشوند، خود مسلمانان جهان فوج فوج بچه می زایند. در این میان موج اسلام گرایی عاشقانه که بطور اختصاصی در ایران شکل گرفته، شکوه دیگری دارد. برای نشان دادن این موضوع نوشته وب سایت بازتاب در مورد زنی ایرانی که پس از سالها به سوی اسلام بازگشته است، را نقل و برای عبرت کفار و منافقین آن را بررسی می کنیم. این نوشته ظاهرا براساس برنامه ای از شبکه سوم به نام «کوله پشتی» نوشته شده است.
سرگذشت این زن را به نقل از وب سایت بازتاب و از زبان خودش می خوانیم:
سهیلا مي‌گويد: يك بار در زندگي‌ام برابر همسرم زانو زدم تا اجازه دهد به زيارت امام حسين(ع) بروم. همان شب در خيريه افطاري ايتام در دو شله زرد كه نام امام حسين(ع) و اميرالمؤمنين(ع) نوشته بود، به ايشان(1) گفتم، آقا! پسرت من را دعوت نمي‌كند، ولي خواهش مي‌كنم نام من را در ليست دوستدارانش بنويسيد. شب كه به منزل آمدم، استاد اخلاق (2)كلاسي كه مي‌رفتم، خبر داد به خلاف خبر قبلي كه جايي براي من نبوده، جا هم فراهم شده، چون به واسطه ايشان قبلا استخاره كرده بودم و عالي آمده بود. به علي (همسرم) اصرار كردم، او دايم مي‌گفت: مكه
yes، كربلا No.(3)

سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش مي‌رود. ابتدا در آمريكا، فارغ‌التحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه USC مي‌شود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بوده‌اند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بي‌واسطه(4) با خدا راز و نياز مي‌كند.

سهیلا مي‌گويد: منيت را پشت سر گذاشتم. وضعيت مالي، ماشين‌هاي رنگارنگ(5)، تحصيلات، هيكل(6)، قد(7)، زيبايي، بچه‌ها(8)، كيف 2000 دلاري(9)، لباس‌هاي مارك شانل(10)، كفش‌هاي گران‌قيمت همه و همه را به يك‌باره كنار گذاشتم، چون ديگر برايم مزه‌اي نداشت.

حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بي‌اختيار نوار يكي از دوستان شوهرش(11) را برداشت و به ورزش رفت.
مي‌گويد: احساس كردم مردي صحبت مي‌كرد، اما چيزي متوجه نمي‌شدم تا اين‌كه به آيه‌اي رسيد كه خداوند مي‌‌گفت: فكر نكن همه اينهايي كه داري مال خودت است، همه از قدرت من است!(12)

زندگي‌ام به هم ريخت و مثل سفره‌اي تكانده شد و همه را قطعه قطعه كرد. دو ساعت در همان محل ورزش گريه مي‌كردم و توان بازگشت به منزل را نداشتم. قبول كردم به ايران بيايم(13)، با اين‌كه بسيار سخت بود. يك بار غربت را در هشت سالگي در اتريش تحمل كردم و اين بار به خاطر روح خودم و سواي وجودم، تصميم گرفتم به همراه همسرم به ايران بيايم.

از خانواده‌ام دور شدم، ارتباط با اطرافياني كه بيست سال آنان را نديده بودم، خيلي سخت بود اما همان روز از مغازه‌اي دفترچه‌اي خريدم و براي خدا نامه نوشتم يا به اصطلاح ايميل زدم(14) و درددل كردم.

البته به دليل اصرار پدرش در نوشتن نامه فارسي سهیلا خط خوبي(15) دارد و نوشتن را فراموش نكرده است. اما پدر سهيلا يك اصرار ديگر و آموزش بزرگ‌تر ديگر هم داشت كه بي‌شك موجب عاقبت به خيري او شد. پدرش به هر سه فرزند خود نماز ياد داده بود(16)، ولي تنها سهيلا بود كه نماز مي‌خواند.

زیرنویس ها:

1) منظور از ایشان، همان شله زرد است، ظاهرا سهیلا خواسته خود را از شله زرد خواسته بود.
2) معلم اخلاق کلاسی که سهیلا در ایران در آن شرکت می کرد، به زبان انگلیسی اخلاق درس می داد، چون سهیلا در این زمان با شوهرش انگلیسی حرف می زد، طبعا در کلاس اخلاق هم لابد انگلیسی حرف می زد.
3) یک دلیل مهمی که باعث شد سهیلا وقتی به ایران آمد، اعتقاداتش محکم شود احتمالا این بود که فارسی را خوب یاد نگرفته بود و حتی در مورد رفتن به کربلا و نجف هم به انگلیسی با شوهرش حرف می زد.

4) سهیلا شخصا با خدا ارتباط برقرار می کند و مثل بقیه مردم نیست که از طریق تلفن یا ای میل یا نامه با خدا ارتباط برقرار می کنند. حتی شوهرش در این مورد گفته است که گاهی اوقات ارتباط سهیلا جان و خدا اینقدر نزدیک است که من مجبور می شوم بروم بیرون.

5) سهیلا درست تا یک شب قبل از متحول شدن 12 تا ماشین به رنگهای مختلف داشت، که وقتی به خدا روی آورد همه آن ماشین ها را کنار گذاشت. البته یک دلیل کنار گذاشتن ماشین های رنگارنگ هم این بود که نمی توانست همه آن 12 تا ماشین را با خودش به ایران بیاورد. خدا در دل او چنان جایی باز کرده بود که اصلا دیگر نمی توانست به ماشین های رنگارنگی که داشت نگاه کند. مامورین گمرک آمریکا به او فشار می آوردند که باید ماشین های رنگارنگت را با خودت به ایران ببری، اما سهیلا می گفت: نه، من منیت را کنار گذاشتم، چرا نمی فهمید؟

6) یکی از چیزهایی که سهیلا بعد از مسلمان شدنش کنار گذاشت «هیکل» اش بود، البته معلوم نیست دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ آیا سهیلا بعد از مسلمان شدن دیگر هیکل نداشت؟ یا دیگر هیکلش دیده نمی شد؟ یا هیکلش کوچک شد و از بین رفت؟ این معمایی است که در زندگی سهیلا لاینحل مانده است.

7) سهیلا بعد از مسلمان شدن حتی قدش را هم کنار گذاشت. قد سهیلا بعد از توجه وی به خدا تغییر کرد. وی که قبلا 180 سانت قدش بود، وقتی به خدا روی آورد قدش 155 سانت شد، چون احساس می کرد یک زن مسلمان نباید قدش بلند باشد.

8) یکی از چیزهایی که سهیلا برای رسیدن به خدا کنار گذاشت بچه ها بود و اصولا هر مسلمانی باید بداند که یک زن مسلمان برای رسیدن به خدا باید بچه ها را کنار بگذارد.

9) یکی از سخت ترین لحظاتی که بر سهیلا گذشت کنار گذاشتن کیف 2000 دلاری بود. وی که هم زیبایی و هم هیکلش و هم قدش را کنار گذاشته بود، نمی توانست از کیف 2000 دلاری دل بکند، بخصوص که دیگر پول هم برایش بی ارزش شده بود، سویچ ماشین های رنگارنگ را هم انداخته بود دور و کیف 2000 دلاری کاملا خالی بود.( توضیح به ملت ایران: جان مادرتان! وقتی کسی می گوید من در آمریکا کیف 2000 دلاری داشتم کمی به حرفش فکر کنید. شارون استون و انجلینا جولی هم کیف 2000 دلاری دست شان نمی گیرند.)

10) یکی از چیزهایی که دل کندن از آن برای یک زن در آمریکا بسیار سخت است، لباس های مارک شانل است، بخصوص اینکه آدم فقط شنیده باشد که شانل مارک مهمی است و اسم مارک هایی که در سی سال گذشته در آمریکا وجود داشته است نداند.

11) این معجزه بزرگی است که وقتی خدا بخواهد به آدم کمک کند، نوار دوست شوهر آدم زرتی می رود توی کمد نوارهای آدم و آدم بی اختیار نوار سخنرانی را به جای نوار ورزش با خودش برمی دارد و می برد. احتمالا سهیلا می خواست نوار موسیقی تکنو را بردارد، اما یک دفعه نوار دوست شوهرش صاف آمد توی دستش و آن را برداشت.

12) شما فکر می کنید سهیلا که یکی دو سال بعد از مسلمان شدنش هنوز فارسی بلد نبود چطور از نواری که نمی فهمید چه می گوید، آیه عربی را با معنی اش فهمید؟ سهیلا بعد از اینکه فهمید خداوند گفته است «فكر نكن همه اينهايي كه داري مال خودت است، همه از قدرت من است» یک دفعه کنترلش را از دست داد و از اینکه فهمید همه چیزهایی که دارد مال خودش نیست، بخصوص قد و هیکل و ماشین های رنگارنگ و کیف 2000 دلاری، گریه اش گرفت و گریه اش بند نمی آمد.

13) یکی از بزرگترین رنج های سهیلا این بود که وقتی با خدا ارتباط برقرار کرد، فهمید باید بخاطر شوهرش به ایران بیاید، چون خدا فقط در ایران بود و هر کسی در آمریکا مسلمان شود باید به ایران بیاید و طبیعتا قبول این موضوع دردناک است.

14) سهیلا در آمریکا با علم و تکنولوژی هم مثل کیف 2000 دلاری و ماشین های رنگارنگ ارتباط خوبی داشت، بخصوص اینکه رشته مامایی هم خوانده بود و با همین درآمد همین رشته مامایی هم کیف 2000 دلاری خریده بود، وی چنان با تکنولوژی ارتباط داشت که برای ارتباط با خدا یک دفترچه خرید و با نوشتن در آن دفترچه به خدا ای میل زد. البته شوهر سهیلا گفته است که احتمالا منظور سهیلا این است که کامپیوتر خرید و به خدا ای میل زد.

15) یکی از موضوعات مهم در مورد فارسی نویسی این است که اگر کسی فارسی بلد نباشد و حرف زدن یادش رفته باشد، اما خطش خوب باشد، فارسی نوشتن یادش می ماند، و خدا کمک می کند که بعدا حرف زدنش هم خوب بشود.

16) اصولا پدر خوب پدری است که وقتی بچه هایش را از سن هشت سالگی به خارج می برد به آنها نماز یاد بدهد و سهیلا هم همیشه نماز می خواند و همین کمکش کرد، حتی موقعی که قدش بلند بود و هیکلش را کنار نگذاشته بود و ماشین های رنگارنگ هم داشت، نماز می خواند و از همین نتیجه می گیریم که باید آدم نماز بخواند، حتی اگر معنی آن را نفهمد.

نتیجه گیری اخلاقی: اصولا برادران حزب الله در کشور باید تلاش کنند با اعمال خود هر هفته هزار ایرانی مسلمان را بی دین کنند و در عوض هر ماه یک ایرانی بی دین شده را مسلمان کنند تا خداوند به آنها اجر بدهد

بر اساس اطلاعات منتشره در صدا و سیمای جمهوری اسلامی اسرائیل در جنگ علیه لبنان شکست بسیار سختی خورد و در حال حاضر اگر نقشه های تان را نگاه کنید کشوری به اسم اسرائیل را دیگر روی نقشه نمی بینید. در همین حال نیروهای اسرائیل که شکست فاحشی خوردند با یک آتش بس 72 ساعته مخالفت کردند. یکی از فرماندهان اسرائیلی گفت: بابا چه آتش بسی! ما که شکست خوردیم.

بنا به اعلام حزب الله، این گروه 90 فروند موشک به اسرائیل شلیک کرد که طی این عملیات ده نفر مجروح شدند. بنا به گفته اسرائیلی ها، این موشک ها ایرانی است که هر کدام 200 پوند مواد منفجره دارد. به عبارت دیگر برای مجروح شدن هر اسرائیلی 1800 پوند مواد منفجره مصرف می شود. یعنی حدود 900 کیلو مواد منفجره مصرف می شود تا یک نفر اسرائیلی زخمی شود. آگاهان نظامی گفتند اگر به همین وزن سنگ پرتاب شود تلفات بیشتری به بار می آید. اما حزب الله اعلام کرد که چون ایران به لبنان سنگ نمی دهد، این گروه مجبورند از موشک استفاده کنند.

منفعت طلبی یا چیزهای دیگر؟
واقعا آدم بعضی وقت ها از خودش خجالت می کشد، وقتی می بیند که فکر می کرد بعضی ها نمی دانند چکار می کنن در حالی که آنان می دانستند چکار می کنند. شرمنده ایم! ما را ببخشید. بهزاد نبوی گفت: « منفعت اصلاح طلبان در گرو ائتلاف است.» یکی از کارشناسان پرسید: پس در انتخابات آینده ائتلاف می کنید؟ وی گفت: نگفتم ائتلاف می کنیم، گفتم منفعت ما در گرو ائتلاف است. وی توضیح داد: اصولا ما آدمهای منفعت طلبی نیستیم و خیلی مامانیم.

تا پایان اوت فرصت باقی است
اعضای شورای امنیت به ایران برای توقف غنی سازی تا پایان ماه اوت فرصت دادند. مسوولان نظام هم برای 28 اوت قرار گذاشتند که روی این موضوع در جلسه ای فکر کنند و ببینند که آیا سه روز فرصت برای توقف غنی سازی کافی است یا ایران برای فکر کردن احتیاج به شانزده سال وقت دارد.

پنجمین سفر سند باد
هوگو چاوز، دوست پسر احمدی نژاد برای پنجمین بار در سه روز گذشته به ایران سفر کرد. وی مورد استقبال احمدی نژاد قرار گرفت. احمدی نژاد گفت: « چاوز برادر و انشاء الله همرزم من است.» چاوز نیز گفت: به امید حق تعالی، اگر قابل باشیم. رهبری نیز در دیدار با چاوز گول حرف های او را خورد و گفت: « دوران آمریکا در جهان به پایان رسیده است.» آگاهان احتمال دادند علت اینکه برخی مقامات جمهوری اسلامی از حمله آمریکا نمی ترسند، این است که فکر می کنند آمریکا مدتی است که از بین رفته است و این خبرها همه شایعه ضدانقلاب است. چاوز در مورد همکاری های عمیق ایران و ونزوئلا گفت: « ایران و ونزوئلا تا به حال 400 تراکتور مشترک تولید کرده اند.» به قول مجریان تلویزیونی لازم به یادآوری است که چاوز در آبان سال 84 ایران را کشور خواهر ونزوئلا نامید. ظاهرا این جمله وقتی گفته شد که ونزوئلا فهمید آمریکا می خواهد ترتیب خواهر ونزوئلا را بدهد. قرار است چاوز تا چند روز دیگر به ونزوئلا برگردد تا بتواند دوباره به ایران سفر کند.

آموزش های سکسی سیاسی
حبهه مشارکت اسلامی یک کارگاه یک روزه آموزش مفاهیم جنسیتی برگزار کرد. در این دوره آموزشی مفاهیم جنسیتی زیر مورد بررسی قرار گرفت:
1) شیوه های اجماع و نزدیکی دو تشکیلات در هفته انتخابات.
2) روش های پیشگیری در جریان فشار از پائین و چانه زنی از بالا.
3) روش های اجماع با کارگزاران در صورت حضور هاشمی در صحنه انتخابات.
4) آموزش جلوگیری از عواقب افسردگی بعد از انتخابات.
5) آموزش شیوه های آرایش بدنه تشکیلات قبل از نزدیکی با جریان رقیب.
6) شیوه های نزدیکی با جریان راست
7) شیوه های برخورد با معامله جریان راست افراطی و بدنه کارگزاران.
قرار است این دوره ها بعدا به صورت تنگاتنگ با جریان رقیب دنبال شود.

چرا چرا چرا؟
مسعود ده نمکی یکی از نیروهای راست افراطی که پس از بهوت افسردگی تبدیل به راست میانه شده است، پرسید: « چرا نمی گذارید مردم شهید بشوند؟» یکی از آگاهان پاسخ داد: بخاطر اینکه ممکن است مردم به جای اینکه شهید شوند، بمیرند.

در اوج هستیم، بالا، بالا، بالاتر!
دقت کردید وقتی نمی توانیم در داخل کشورمان کاری بکنیم می رویم و در سطح جهانی مشکلات جهان را حل می کنیم یا در عرصه جهانی موفق می شویم. مثلا آقای خاتمی نمی توانست با مسوولان نظام حرف بزند، به گفتگوی تمدنها فکر می کرد، یا آقای خامنه ای که دید رئیس جمهور در میان مردم محبوبیت ندارد، گفت: امروز رئیس جمهور ایران جزو محبوب ترین روسای جمهور جهان است. یا شیرین عبادی که می دید کاری برای زندانیان اوین نمی تواند بکند، به فکر زندانیان گوانتانامو و ابوغریب افتاد. یا اکبر گنجی که دید جمهوری را در ایران نمی تواند تشکیل دهد، به فکر جمهوری جهانی افتاد. در همین راستا، یا در همین درازا، وزیر اطلاعات در کمال شکوفایی و در حالی که احساس خود انترناسیونال بینی اش عود کرده بود، گفت: « در اوج اقتدار خارجی هستیم.» آگاهان گفتند: حالا شما یک کمی در جیرفت و خوزستان و آذربایجان و کردستان اقتدار داخلی بکنید، بعدا نوبت اوج اقتدار خارجی هم می رسد. محسن رضایی هم برای اینکه نشان بدهد مردم ایران چه موجودات باحالی هستند، در رشت گفت: « الگوی ایمانی ایرانی ها در لبنان است نه خود ایرانی ها» آگاهان پرسیدند: حالا چرا در رشت؟

کار دولت چیست؟
یک نماینده بندرعباس در حالی که اصلا روی جمله اش فکر نکرده بود، گفت: « دولت به جای عوامفریبی فکری به حال جاده ها کند.» در همین راستا سخنگوی یک جایی از دولت پاسخ داد: پس چه کسی عوامفریبی کند؟ یکی از کارشناسان دفتر ریاست جمهوری هم پیشنهاد کرد که فعلا به مدت سه ماه رئیس جمهور به جای عوامفریبی فکری به حال جاده ها کند، در عوض در همین مدت وزارت راه و ترابری وظیفه رئیس جمهور را برای عوامفریبی انجام دهد. این پیشنهاد فعلا مورد توافق قرار نگرفته است.

·         ما اهل کوفه نیستیم، ما اهل تهرانیم
سپاه محمد( لشگر عظیم استشهادیون) برای نابودی اسرائیل از تهران به سوی بیروت حرکت کرد. این سپاه که وقتی راه افتاد شصت و خورده ای نفر بود، وقتی به نزدیکی مرز رسید، به دلیل مخالفت وزارت خارجه تعدادشان رسید به چهل نفر. در استان آذربایجان غربی، فرماندار با سپاه چهل نفری محمد حرف زد و این سپاه عظیم رسید به بیست نفر. احمدی نژاد هم که معتقد است مسلمانان جهان باید برای کمک به لبنان بسیج شوند، با رفتن مسلمانان ایران به لبنان مخالفت کرد و تعداد این سپاه عظیم به شش نفر رسید. دولت ترکیه به این سپاه عظیم که از مرز عبور کرده بود، اعلام کرد باید پرچم های حزب الله را کنار بگذارند. این سپاه احتمالا وقتی به استانبول برسند، دو سه نفرشان در استانبول برای چند روزی گم می شوند و بعد به تهران برمی گردند. احتمالا سپاه سه نفری محمد تا سه روز دیگر به بیروت می رسد. و این سه نفر احتمالا در بیروت با سه دختر خوشگل شیعه بیروت ازدواج می کنند و بعد از چند ماه یکی شان در لبنان می ماند و همسرش در جریان عملیات استشهادی به شهادت می رسد و دو تای دیگر با همسران شان به تهران برمی گردند.
نتیجه گیری اخلاقی: اصولا ایرانی ها دوست دارند عملیات استشهادی انجام بدهند، اما اگر دختر نجیب و مومنی پیدا کنند، ترجیح می دهند با او ازدواج کنند.
نتیجه گیری بین المللی: جهان عرب باید به کمک لبنان برود، اما ما که عرب نیستیم.

ماشین سفیر متوقف شد
گروهی از دانشجویان معترض حزب اللهی اتومبیل سفیر عربستان را برای دقایقی متوقف کردند. آنها به سفیر عربستان گفتند: شما چرا به عنوان یک کشور اسلامی به لبنان نمی روید تا با اسرائیل بجنگید؟ سفیر عربستان هم گفت: شما خودتان به عنوان یک کشور اسلامی چرا به لبنان نمی روید تا با اسرائیل بجنگید؟

انتخابات و لایحه جدید
لایحه جدید انتخابات توسط وزارت کشور مطرح شد. با توجه به آنچه در این لایحه آمده است ما هم یک لایحه جدید پیشنهاد می کنیم که کار وزارت کشور را راحت تر کند.
1) رئیس جمهور باید به قانون اساسی و ولایت فقیه التزام عملی داشته باشد، یعنی باید حداقل ده عکس در حالت های مختلف با رهبری داشته باشد.
2) با توجه به اینکه رئیس جمهور باید ایرانی باشد و قد متوسط ایرانیان 170 سانت است، رئیس جمهور باید حداکثر 165 سانت قد داشته باشد.
3) با توجه به اینکه رئیس جمهور باید به مردم خدمت کند و آدم اگر بخواهد به مردم خدمت کند، وقت حمام رفتن پیدا نمی کند، رئیس جمهور باید در طول بیست سال گذشته حداکثر هفته ای یک بار حمام رفته باشد.
4) رئیس جمهور باید به اصول اخلاقی پای بند باشد، لذا اولا باید بی ریخت و ثانیا باید اخمو باشد و وقتی راه می رود باید کج کج راه برود که معلوم شود به اصول اخلاقی پای بند است.
5) رئیس جمهور باید برادری خودش را با چاوز اثبات کند. لذا داوطلبان باید از برادر هوگو چاوز تائیدیه بگیرند.
6) رئیس جمهور باید جزو رجال شناخته شده باشد و باید به تمام شهرستانها و مالزی و ونزوئلا و تاجیکستان و ترکمنستان سفر کرده باشد.
7) رئیس جمهور باید اهل سایر شهرستانها نباشد.
8) رئیس جمهور باید حداقل 52 سال و حداکثر 54 سال سن و حداقل 50 کیلو و حداکثر 52 کیلو وزن داشته باشد.

زندانی بازداشت شد
احمد باطبی که زندانی بود، دستگیر شد. وی که به دلیل خوش تیپی به پانزده سال زندان محکوم شده است، توسط مامورانی که به خانه اش مراجعه کرده بودند، دستگیر و مجددا به زندان اوین برگشت. قاضی پرونده گفت: ما این مرتیکه رو آزاد کردیم، ولی بعد از چند ماه دیدیم هنوز خوش تیپه، دوباره زندانی اش کردیم

حزب الله پیروز و لبنان نابود شد

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۰ مرداد ۱۳۸۵

ماجرای لبنان دارد به جای باریک می کشد. اسرائیل دیروز آتش بس 48 ساعته اعلام کرد، اما بلافاصله خودش آتش بس را شکست. رئیس شورای سیاسی حزب الله لبنان هم گفت: « حزب الله در این جنگ پیروز شده است.» آگاهان دلایل پیروزی حزب الله را به شرح زیر اعلام کردند:
1) بیش از صد پل لبنان توسط ارتش اسرائیل نابود شده، اما چون حزب الله از روی پل رد نمی شود بنابراین اهمیتی ندارد.
2) بیش از پانصد نفر از مردم لبنان از جمله تعدادی کودک در لبنان کشته شده اند، در عوض هم نصرالله هم زن و بچه اش زنده اند، و این بزرگترین پیروزی برای لبنان محسوب می شود.
3) اسرائیل وارد خاک لبنان شده و تانک های این کشور در لبنان مستقر هستند، و این یک پیروزی بزرگ برای حزب الله است که موفق شده است تانک های اسرائیل را به لبنان بکشد.
4) مردم لبنان در غم و رنج و مصیبت قرار دارند، در عوض حزب الله بسیار محبوبیت پیدا کرده و نصرالله تبدیل به چهره محبوب مسلمانان شده است.

اکبر محمدی درگذشت
اکبر محمدی بعد از نه روز اعتصاب غذا در زندان اوین درگذشت. ظاهرا برای اینکه جلوی اعتصاب غذای او را بگیرند، تلاش های زیادی صورت گرفته بود که آثار این تلاش ها بر روی بدنش باقی بود. وی در اثر همین تلاش ها درگذشت. وزیر دادگستری به جای اینکه توضیح بدهد که این مرحوم چرا درگذشته است، گفت: آقای محمدی در مدت بازداشت قریب 595 روز غیبت و مرخصی داشت. وی گفت: ایشان حالش خوب بود، یک دفعه افت فشار شدید پیدا کرد و قبل از انتقال به بیمارستان درگذشت.

مل گیبسون
من که فکر می کنم به دنبال اهداء نشان درجه یک جمهوری اسلامی به هوگو چاوز، برادر احمدی نژاد( اصغرشون) احتمالا نشان درجه دو به مل گیبسون می دهد. مل گیبسون گفت: « یهودیان مسوول تمامی جنگهای جهان هستند.» آگاهان گفتند: مخصوصا جنگ جهانی دوم که یهودی هایی مانند هیتلر آنرا آغاز کردند.

مقتدی صدر عرب نیست
مقتدی صدر، ملکه زیبایی عراق از عرب بودن استعفا داد. وی گفت: « اعراب، فقط حرف بی فایده می زنند.» آگاهان توضیح دادند که در عوض احمدی نژاد حرف های مفید می زند، مثلا در عرض شش ماه سخنرانی در مورد اسرائیل اینقدر حرف های مفید زد که بالاخره اسرائیل که داشت عقب نشینی می کرد و مثل آدم با فلسطینی ها کنار می آمد، حمله کرد به لبنان. به نظر شما حرف های بی فایده سران عرب برای زندگی مردم فلسطین و لبنان مفیدتر نیست؟ و سرانجام گل دراومد از حموم، عروس دراومد از حموم و پادشاه عربستان از موضع دولت لبنان حمایت کرد و کشتار قانا را هم محکوم کرد. ایران هم ایثار برای دفاع از ملت لبنان را به اوج خودش رساند و مرکز انتقال خون ایران اعلام کرد که آماده انتقال 50 هزار واحد خون به لبنان است.
یک سووال اساسی: جدا شما فکر می کنید اگر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نبود، چقدر از مسلمانان دنیا که در این یک سال در وقایع مختلف کشته شده اند( چه در ایران، چه در عراق و چه در فلسطین و لبنان) کشته نمی شدند؟ لامروت طالع نحس است. قول می دهم اگر احمدی نژاد اپیلاسیون کند روی پوستش یک عدد 666 پیدا می شود.

آلوده یعنی فاسد
این بچه ایرانی های نسل دوم که در فرنگ به دنیا آمده و تا به حال به ایران سفر نکرده اند و زبان شان ایراد دارد، واقعا بعضی اوقات حرف های بامزه ای می زنند. مثلا سهیل پسر یکی از دوستان که در بلژیک به دنیا آمده و زندگی می کند، در مورد این خبر که « ناجا عملیات ضربتی پاکسازی مناطق آلوده را آغاز کرد» از من سووال می کرد.
سهیل: عمو جان! ناجا یعنی چی؟
عموجان: ناجا یعنی نیروی انتظامی، منظور پلیسه.
سهیل: مگه پلیس در ایران کارهای پزشکی و بهداشتی هم می کنه؟
عموجان: نه، کی همچین حرفی گفته؟ اگر کارهای بهداشتی می خواستند بکنند که حداقل سروصورت فرماندهان خودشون و رئیس جمهور رو می شستند.
سهیل: آخه این جا نوشته ناجا عملیات ضربتی پاکسازی مناطق آلوده را آغاز کرد.
عموجان: عزیزم! منظور از آلوده اونی که تو فکر می کنی نیست. تو فکر کردی آلوده یعنی کثیف؟
سهیل: آره، پس منظور از آلوده چیه؟
عموجان: آلوده یعنی فاسد.
سهیل: فاسد؟ مثل شیر که فاسد می شه؟
عموجان: نه عزیزم! فاسد یعنی( در اینجا عموجان به فکر فرو می رود و نمی داند چگونه توضیح بدهد.) فاسد یعنی همین کارهایی که مردم ازش خوش شون می آد.
سهیل: مثلا چی؟
عموجان: مثلا جاهایی که مردم مهمونی می رن یا مشروب می خورند یا می رقصند یا خانم های چیز اونجا هستند، یا دخترها و پسرها با هم حرف می زنند، یا خونه هایی که ماهواره دارن. توی ایران به این جاها می گن آلوده و پلیس می خواد به صورت ضربتی اون ها رو از بین ببره.
سهیل: ضربتی یعنی چی؟
عموجان: ضربتی یعنی با عجله، اورژانسی. متوجه می شی؟
سهیل: حالا چرا ضربتی می خواد حمله کنه، مگه توی این 27 سال وقت نداشتن این مراکز آلوده رو از بین ببرند؟
عموجان: ببین عموجان! من کار دارم نمی تونم برات توضیح بدم، شما باید خود یک سر بری وطن تا این چیزها رو یاد بگیری. اونجا که بری احتمالا همه دوستان و فامیل، تو رو به مراکز آلوده می برن که بهت خوش بگذره و همه شون رو می بینی.
سهیل: اون وقت پلیس به ما عملیات ضربتی نمی کنه؟
عموجان: نه عزیزم! پلیس ایران که مثل اینجا نیست که معلوم باشه چی کار می کنه. این ها یک چیزی می گن هفته بعدش یادشون می ره.

توجه توجه، اعلام وضعیت قرمز
من حدس می زنم بزودی اسرائیل و آمریکا و مسلمانان سنی و دولت های مختلف تا هفته دیگر هزار نفری از مسلمانان را می کشند. البته این حرف را از خودم در نیاوردم. احمدی نژاد اعلام کرد که در هفدهمین سفر خود به خراسان شمالی سفر می کند. آگاهان توضیح دادند که معمولا ایشان وقتی به شهرستان سفر می کند، بوی کاهگل و چمن که به مشامش می رسد یک دفعه داغ می کند و شروع می کند تندروی و حرف هایی می زند که در اثر ایراد این سخنان طبیعتا تعدادی از مسلمانان در دنیا کشته می شوند.

سیاست های اقتصادی جدید دولت
واقعا که دولت تصمیم جدی گرفته با مشکلات اقتصادی برخورد کند و مشکلات مردم را حل کند. ظاهرا آقای مجید یارمند، از سوی سازمان مدیریت کشور یکی از کسانی است که مامور شده مشکل فقر را از بین ببرد. وی گفت: « هیچ شاغلی در ایران زیر خط فقر نیست.» وی اعلام کرد که خط فقر 200000 تومان است. همین سازمان در سال گذشته اعلام کرده بود که خط فقر در ایران 240000 تومان است. آگاهان اقتصادی در حالی که از شنیدن این حرفها دچار شکوفایی کامل شده بودند، اعلام کردند: چون بنا به اعلام روزنامه اکونومیست، ریال ایران ضعیف ترین پول خاورمیانه است، و چون در کشور تورم داریم و بنا به گفته رئیس جمهور عزیزمان قیمت اجاره مسکن در سال گذشته 20 درصد اضافه شده، بنا براین خط فقر بطور طبیعی 40000 تومان پائین می آید. قرار است برای اینکه میزان فقر در افراد غیرشاغل هم کاهش پیدا کند، خط فقر هر ماه 20000 تومان کاهش پیدا کند که در این صورت تا پایان سال فقر بطور کامل از بین خواهد رفت. همچنین سیاستهای دیگر دولت برای فقرزدائی به شرح زیر است:
وزارت کار و امور اجتماعی باید اعلام کند که از این پس بیکار کسی است که روزانه 22 ساعت می خوابد و از این طریق میزان بیکاران به حداکثر نیم درصد می رسد.
وزارت بهداشت باید اعلام کند که بیمار کسی است که نمی تواند نفس بکشد، لذا ما بیمار زنده نخواهیم داشت، پس مشکلات درمانی هم نداریم.
وزارت بازرگانی باید اعلام کند که امارات متحده عربی جزو خاک ایران محسوب می شود، بنابراین انتقال سرمایه از ایران نه تنها افزایش نمی یابد، بلکه میزان سرمایه گذاری خارجی در ایران افزایش خواهد یافت.
نتیجه گیری اخلاقی: اصولا شما وقتی سرتان را زیر برف بکنید فقط سپیدی ها را می بینید و اصلا هیچ چیز سیاهی نمی بینید.

یا ایها المسلمون، اتحدوا اتحدوا
در راستای حفظ آبروی یهودیان و دولت اسرائیل و برای اینکه مردم جهان فکر نکنند فقط اسرائیلی ها هستند که کودکان را در قانا می کشند، در انفجار یک مسجد در افغانستان هشت نفر از جمله سه کودک کشته و 16 نفر از جمله چهار کودک مجروح شدند. این عملیات توسط صهیونیست ها صورت نگرفت، چون طالبان جزو صهیونیست ها نیستند و تا این لحظه جزو مسلمین محسوب می شوند.

 

   + mehdi khademi - ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱۱