روزی روزگاری تهران

اين روزهای گرم اول مرداد , اين بازيهای يخ فوتبال جام جهانی ,اين سروصداهای پرونده هسته ای ميون گرونی ماست و نون وبليط سينماو...هيچی قدر چندتا مطلب بيمزه وضدحال نميچسبه كه   اونم من ميذارم توی وب سايت كه چند تا فحش هم نثارمن كنيد كه عشق وحالم تكميل بشه....:

دوچرخه خريدن از زن گرفتنبهتره؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

1-دوچرخه ها حامله نميشن!
۲-
شما هر موقع از ماه مي تونين بادوچرخه تون سواري کنين!
۳-
دوچرخه ها پدر و مادر ندارن!
۴-
دوچرخه ها نمينالند ، مگه اينکه واقعا“ يه مشکلي وجود داشته باشه!
۵-
شما مي تونين دوچرخه تونرو با دوستاتون شريک بشين!
۶-
دوچرخه ها اهميت نميدن که شما سوار چند تا دوچرخهء ديگه شدين!
۷-
موقع سواري ، شما و دوچرخه تون مي تونين هر دو در يک زمان بهپايان کار برسين!
۸-
دوچرخه ها اهميت نميدن که شما به دوچرخه هاي ديگه زلبزنين!
۹-
شما هيچوقت نمي شنوين که: “مژده! شما دارين صاحب يه دوچرخه ء کوچيکميشين“!
۱۰-
اگه دوچرخه تون مشکلي براي سواري پيدا کنه مي تونين تعميرشکنين!
۱۱-
دوچرخه ها اهميت نميدن که شما مجله ء دوچرخه بخرين!
۱۲-
اگه دوچرخهتون شل باشه مي تونين سفتش کنين!
۱۳-
اگه دوچرخه تون رديف نباشه مجبور نيستين بابحث و گفتگو سياست به خرج بدين!
۱۴-
شما به کسي که روي دوچرخه تون کار مي کنهاحساس حسادت نمي کنين!
۱۵-
اگه حرف بدي به دوچرخه تون بزنين مجبور نيستين برايسواري بعدي ، کلي عذرخواهي کنين!
۱۶-
شما تا هر موقعي که دلتون مي خواد مي تونينروي دوچرخه تون سواري کنين ، بدون اينکه جراحتي برداره!
۱۷-
شما مي تونين هرموقعي که مي خواين سواري رو متوقف کنين ، بدون اينکه دوچرخه تون ديوونه بشه!
۱۸-
دوچرخه ها بهتون توهين نمي کنن اگه سوارکار خوبي نباشين!
۱۹-
دوچرخه ء شما نميخواد با بقيه ء دوچرخه ها بره بيرون!
۲۰-
دوچرخه ها اهميتي نميدن اگه شما دير بهپايان برسين!
۲۱-
شما مجبور نيستين قبل و بعد از سواري برين حمام!
۲۲-
اگهدوچرخه تون قشنگ به نظر نمي رسه مي تونين رنگش کنين يا قطعاتش رو عوض کنين!
۲۳-
شما مي تونين اولين باري که دوچرخه رو مي بينين باهاش سواري کنين ، بدون اينکهمجبور باشين براي شام ببرينش بيرون يا ببرينش سينما يا ...!
۲۴-
تنها وسيله ءمحافظتي که موقع سواري با دوچرخه مجبورين بپوشين ، يه کلاهه!
۲۵-
توي مهموني هاراحت مي تونين تعريف کنين که چه سواري خوبي با دوچرخه تون داشتين!

 

دوستم داشته باش
که تو را می خوانم، که تو را میخواهم.
دوستم داشته باش
که تويی در نگهم، تو نوايم هستی
دوستم داشته باش.
چون تو را می يابم، آســــــــمان فرش من است
رود ســـــــرمست مناست.
من تو را می جويم، با سرانگشت دلم روح پر نقش تو را می پويم
شــــادم ازاين پويش، مستم از اين خواهش.
آه اگر پلک زنم
نکند محو شوی!
آه اگر گريهکنم
نکند پردهء اشک، نقش زيبايت را اندکی تيره کند!
از رهی می ترسم، که توهمراه نباشی با من
از شبی در خوفم، که صدايت برود، دور شود از گوشم.
آه، آنشب نرسد
يا اگر خواست رسيد، من به آن شب نرسم

 

 

 

 

 

 

 

سير تکامل آقا پسرها

 

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

 

سير تکامل دختر خانمها

 


سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

 

الفباي موفقيت ( جالبه )

 

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامهزيستن

چ: چاره انديشي براي يافتن راهيدر گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ

/ 0 نظر / 9 بازدید