اینجا بدون من

طوفانی است در سرم. انگار مراسم تشییع جوانی رعناست که خانواده اش بی تاب میکنند فراغ ناگهانی اش را.سنج میزنند و طبل میکوبند. اشک تا پشت پلکهایم تلمبه میشود و بغض کاملا راه نفسم را مسدود کرده است. مثل تنور داغ میشوم گاهی و به حد انفجار میرسم و لختی بعد چون جسدی بی گور سرد میشوم مثل تن یخ.آرزوهایم یکجا مثل حباب کوچکی میترکد و تنها ایکاشم حسرت مرگی آنی میشود و هیچ امیدی به لحظه ای دیگر بودن در قلبم باقی نمی ماند.

از این دگرگونی ناگهانی و گذار از تحمل و اضطراب بی دلیل حالت تنوع میگیرم. حتی تاب عق زدن برایم نمانده و هیچ اراده ای اندام را برای تغییر ناچیز قلقلک نمیدهد.سست سستم.

در حافظه خاک گرفته ام دنبال رد خاطره ای شاد میگردم و سعی میکنم زورکی بر لبانم خنده ای بدوزم اما دریغ که خالی تر از آنم که مانند دلقکی دلخسته بر دهانم لبخندی سرخ بنشانم.

هیاهوی اطراف و صدای قدمهای شتابناک بر سنگفرش سنگی پشت سرم مثل موج ساحل آرامش را در هم میکوبد و وقتی گوشهایم را با دودست میگیرم در سکوت دروغین لحظه هایم آدمهای اطراف یک به یک آرام میمیرند و به خاک میروند و من از این تنهایی در حال گسترش و ناگهانی از ترس میلرزم.

در دالان تاریک تنهایی هایم , غریبانه مویه سرداده کودکی ام. و شاخسار جوانی برگهای زرد رنگش را به دست باد سرد پیری زودرس میسپارد آشفته. در آیینه روبریم مردی ایستاده که دیگر نمیشناسمش.

در این سقوط شتابناک به این دره عمیق و بی انتها اما از همه تلختر اینکه انگار هیچ کس فریاد بی صدایم را نشنیده است....

کاغذ بی خط تمام میشود و گریه آغاز......

 

چهارشنبه 16شهریور ماه1390

/ 3 نظر / 14 بازدید
وب نواز

با سلام انجمن وبلاگ نویسان ایران آغاز به کار کرد (www.webnavaz.com). مدیر گرامی برای اینکه افراد بیشتری با نوشته های شما آشنا شوند می توانید مطالب خود را در سایت وب نواز هم منتشر نمایید. برای گرفتن نام کاربری و رمز عبور به قسمت ثبت نام وبلاگ نویسان در منوی بالای سایت مراجعه بفرمایید.

ساتین

بسه دیگه بسه [ناراحت]

حمیده

زیبا بود بسیار ... وبلاگتونو توی face book دیدم .. به من هم سر بزن